ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

380

قصص الانبياء ( فارسى )

خواهد براى ما تا بود كه خداى تعالى مايده از آسمان بدعاى او براى ما بفرستد تا ما از آن بخواريم . حواريان با عيسى بگفتند ، عيسى غمناك شد و گفت يا قوم از خداى تعالى بترسيد ، و نيز اين سخن مگوييد و از اين گفتار توبه كنيد كه اين فتنهء است كه شما مىخواهيد . گفتند ما فتنه نمىخواهيم ما آن مىخواهيم تا خداى تعالى ما را خوانى فرستد از آسمان تا از آن بخواريم . هرچند عيسى بگفت سود نداشت دعا كرد و بخواست . قصه هشتاد و پنجم مائده خواستن عيسى عليه السلام در قصّه چنين آمده است كه پيوسته حواريان با عيسى رفتندى ، و نيز از هر شهرى خلقى با او برفتندى تا عجايبها ديدندى . و چنين گويند كه درين وقت كه مايده خواست « 1 » بيست هزار مرد بودند كه با او مىرفتند . چون به زمين اندلس رسيدند هيچ طعامى نيافتند ، گرسنه شدند و درماندند . بيامدند و عيسى را گفتند بايستى كه از آسمان ما را خوانى آمدى آراسته ، تا ما از آن طعام بخورديمى و بدانستيمى كه ما را بنزديك حق منزلتست كه ما را از آسمان مائده فرستاد . هرچند عيسى بگفت سود نداشت . دعا كرد ، و گفت : اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ « 2 » ، گفت اى خداوند ما فرو فرست ما را بر ما خوانى آراسته از آسمان . مايده خوان آراسته بود مر خوردن را از هر چيزى ، و خوان يا سفره ] b 381 [ و هر چيزى كه بر آن نان خوارند آن را مايده گويند . تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا « 2 » يعنى سرور الاوّلنا و آخرنا . و قال آخر يعنى فى زماننا من قومنا و آخرنا . يعنى من بعد اهل ملّتنا . ندا

--> ( 1 ) - كه در وقت مائده خواستن . ( 2 ) - المائدة 52